| معنیBoost:افزایش دادن |
| مترادف : push, shove; raising, lift; incentive, encouragement |
| مثالهایی از کاربرد این کلمه |
| Greater consumer access to the Internet has boosted electronic retailing |
| دسترسی بیشتر مصرف کنندگان اینترنت ، خرده فروشی الکترونیکی را افزایش داد |
| I boosted the kid up so he could reach the branch. |
| Perhaps year-round education would boost student performance. |
توسعه کلمه:
در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.
